تفاوت زائر و گردشگر؛ دوگانه‌ای که قم باید از آن عبور کند

تفاوت زائر و گردشگر؛ دوگانه‌ای که قم باید از آن عبور کند

تأملی درباره بازاندیشی در گردشگری دینی و ضرورت نگاهی تازه به آینده گردشگری قم

 

این یادداشت برگرفته از بخشی از یافته‌ها و مباحث رساله سطح چهار نگارنده(دکتری حوزه) با عنوان «مدل مفهومی گردشگری دینی در ادبیات علمی معاصر» است که در مراحل آماده‌سازی برای چاپ و انتشار قرار دارد.

 

یکی از مسائل بنیادین در فهم گردشگری دینی در ایران، شاید پیش از کمبود زیرساخت، بودجه، تأسیسات یا تبلیغات، مسئله‌ای مفهومی باشد: تفاوت زائر با گردشگری را چگونه باید فهمید و نسبت زیارت و گردشگری چیست؟ ما هنوز در برخی از سیاست‌گذاری‌ها و حتی گفت‌وگوهای علمی خود، «زائر» و «گردشگر» را در برابر یکدیگر قرار می‌دهیم؛ گویی انسان یا زائر است یا گردشگر و جمع میان این دو ممکن نیست.

این دوگانه در ادبیات کلاسیک گردشگری سابقه دارد؛ اما تحولات چند دهه اخیر در مطالعات گردشگری دینی نشان می‌دهد که چنین مرزبندی صلبی، دیگر برای توضیح رفتار و تجربه مسافر امروز کافی نیست. انسان معاصر می‌تواند در یک سفر، زیارت کند، بیاموزد، با تاریخ و فرهنگ یک جامعه آشنا شود، تجربه‌ای معنوی به دست آورد، از معماری و هنر لذت ببرد، از خدمات مقصد استفاده کند و در عین حال برای جامعه میزبان نیز ارزش‌آفرین باشد.

از این منظر، پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که «این فرد زائر است یا گردشگر؟» پرسش مهم‌تر آن است که چه انگیزه‌ها، نیازها، تجربه‌ها و معانی‌ای در سفر او حضور دارند و یک مقصد چگونه باید این مجموعه متنوع را بشناسد، برای آن محصول طراحی کند و تجربه سفر را مدیریت نماید.

حتی در نظام رسمی آمار گردشگری «دین و زیارت» صراحتاً یکی از اهداف اصلی سفرهای گردشگری طبقه‌بندی شده است[۱]. به بیان دقیق‌تر، زیارتی بودن انگیزه سفر، آن سفر را فی‌نفسه از چارچوب گردشگری خارج نمی‌کند. گردشگری چارچوبی برای شناخت و مدیریت پدیده سفر است و زیارت می‌تواند یکی از عمیق‌ترین و متعالی‌ترین انگیزه‌های آن باشد.

زائر بودن، گردشگر بودن را نفی نمی‌کند

بخشی از سوءتفاهم موجود از آنجا ناشی می‌شود که واژه «گردشگر» در ذهن برخی هنوز مترادف تفریح، فراغت، خوش‌گذرانی یا حرکتی بی‌هدف تلقی می‌شود. با چنین پیش‌فرضی، طبیعی است که قرار دادن «زائر» در منظومه گردشگری، نوعی تنزل معنایی زیارت تصور شود.

ریشه‌های این تقابل را می‌توان در برخی دیدگاه‌های اولیه مطالعات گردشگری و زیارت جست‌وجو کرد؛ دیدگاه‌هایی که آثار آنها هنوز در بخشی از ادبیات علمی و سیاست‌گذاری گردشگری کشور مشاهده می‌شود. یکی از نقاط عطف این بحث، نظریه مشهور «طیف زائر ـ گردشگر» والِن اسمیت در سال ۱۹۹۲ بود[۲]. همین بحث، یکی از زمینه‌های مهم برای عبور تدریجی از تضادپنداری میان گردشگری و زیارت بود که البته ما کماکان از آن عبور نکرده‌ایم.

اما گردشگری در ادبیات علمی و نظام دانشی امروز، به‌مراتب فراتر از تلقی محدود «تفریح و خوش‌گذرانی» فهم می‌شود. همان‌گونه که قرار گرفتن یک سفر درمانی در حوزه «گردشگری سلامت»، شأن و حقیقت درمان را به تفریح تقلیل نمی‌دهد، قرار گرفتن سفر زیارتی در منظومه گردشگری دینی نیز چیزی از قداست، نیت، اخلاص و حقیقت زیارت کم نمی‌کند.

پژوهش‌های معاصر، پیچیدگی این رابطه را روشن‌تر کرده‌اند. برای نمونه، پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ درباره مسیر سانتیاگو (یکی از مشهورترین مسیرهای سنتی زیارت مسیحیان) منتشر شد؛ با مطالعه ۴۱۴ زائر نشان داد که انگیزه سفر آنان را نمی‌توان در یک عامل خلاصه کرد. این پژوهش نشان می‌دهد که تفاوت زائر و گردشگر در جهان معاصر همیشه مرزی  تغییرناپذیر نیست  و چهار دسته اصلی از انگیزه‌ها را در این مسیر زیارتی شناسایی می کند: به‌زیستی و لذت، معنویت و گریز از روزمرگی، معاشرت و سرگرمی و انگیزه‌های دینی. عنوان مقاله نیز خود گویای مسئله است: یک زائر، اما در عین حال یک گردشگر[۳].

از تقابل «زیارت یا گردشگری» تا تجربه‌های چندانگیزه‌ای

مسئله مهم‌تر آن است که گردشگری دینی در ادبیات معاصر مفهومی گسترده‌تر از زیارت به معنای خاص و سنتی آن یافته است. زیارت همچنان یکی از اصیل‌ترین، عمیق‌ترین و مهم‌ترین صورت‌های سفر دینی است؛ اما همه گردشگران دینی لزوماً زائر به معنای سنتی کلمه نیستند.

امروز ممکن است فردی برای زیارت یک حرم، بازدید از مسجد یا کلیسایی تاریخی، شناخت معماری دینی، مشاهده یک آیین، آشنایی با شیوه زندگی یک جامعه مذهبی، مطالعه میراث یک دین، تجربه سکوت و آرامش، حضور در یک گفت‌وگوی بین‌ادیانی یا حتی جست‌وجوی معنا وارد یک مقصد دینی شود. برخی از این افراد مؤمنانی ملتزم‌اند، برخی پیرو دینی دیگر و برخی حتی ممکن است اساساً خود را دین‌دار ندانند؛ اما همگی می‌توانند مخاطب یک مقصد دینی باشند.

از همین رو، ادبیات معاصر به‌تدریج از تقابل ساده «زیارت یا گردشگری» به سوی فهمی طیفی، چندانگیزه‌ای و تجربه‌محور حرکت کرده است؛ فهمی که در آن مفاهیمی همچون معنویت، میراث دینی، تجربه، هویت، تعامل فرهنگی، تحول فردی و گفت‌وگوی بین‌ادیانی در کنار زیارت مورد توجه قرار می‌گیرند.

بررسی سیر تحول مفهوم گردشگری دینی در بستر تحولات اجتماعی، فرهنگی و علمی جهان، برای دستیابی به فهمی جامع و دقیق از این حوزه ضروری است. این مفهوم در گذر زمان از تمرکز غالب بر زیارت، به چارچوبی وسیع‌تر برای مطالعه نسبت دین، سفر، تجربه انسانی و تعامل فرهنگی توسعه یافته است. شرح تفصیلی این تحولات، عوامل شکل‌دهنده و پیامدهای آن در رساله به‌صورت مبسوط بررسی شده و پرداختن به همه ابعاد آن در این یادداشت مختصر نمی‌گنجد.

توسعه گردشگری دینی، فروکاست زیارت نیست

در اینجا باید بر یک سوءتفاهم احتمالی تأکید کرد: دعوت به توسعه مفهوم گردشگری دینی، به هیچ‌وجه دعوت به عرفی‌سازی زیارت، تجاری‌کردن امر مقدس یا تعالی‌زدایی از تجربه زائر نیست. اتفاقاً مسئله می‌تواند برعکس باشد. اگر زیارت را از دانش مدیریت مقصد، طراحی تجربه، روایتگری، آموزش راهنما، خدمات حرفه‌ای، فناوری، بازاریابی، مدیریت جمعیت، حفاظت از میراث، اقتصاد محلی و ارتباطات بین‌فرهنگی جدا کنیم، بخشی از ظرفیت‌های خود زیارت را نیز از دست خواهیم داد. گردشگری دینی می‌تواند چارچوبی باشد که در آن، زیارت با حفظ اصالت و جایگاه معنوی خود، بهتر فهمیده شود، بهتر روایت شود و بهتر میزبانی شود.

در مدل مفهومی پیشنهادی رساله نیز عبور از سطح نظری به عرصه عملی از طریق چهار حوزه «محصول، مسیر، خدمات و ذی‌نفعان» دنبال شده است. به بیان دیگر، مفهوم زمانی به توسعه واقعی منجر می‌شود که بتوان آن را به تجربه، خدمت و محصولی متناسب با نیاز مخاطب تبدیل کرد.

مسئله ما دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود

وقتی گردشگری دینی را صرفاً مساوی «آمدن زائر به حرم» بدانیم، عملاً بخش قابل توجهی از ظرفیت توسعه محصول را از خود سلب کرده‌ایم. در چنین نگاهی، مقصد منتظر ورود زائر می‌ماند، برای او اقامت، غذا و حمل‌ونقل فراهم می‌کند و مأموریت خود را پایان‌یافته می‌بیند.

اما یک مقصد دینی پیشرو پرسش‌های دیگری نیز مطرح می‌کند: زائر پیش از زیارت چه نیازهایی دارد و پس از آن چه تجربه‌ای می‌تواند داشته باشد؟ فرزند او از این سفر چه می‌آموزد؟ گردشگر غیرمسلمان چگونه می‌تواند معنای یک مکان مقدس را بفهمد؟ یک دانشجو، پژوهشگر یا علاقه‌مند به ادیان چه محصولی دریافت می‌کند؟ چگونه می‌توان هنر، معماری، تاریخ، آیین، زندگی روزمره، خوراک، صنایع‌دستی، روایت‌های محلی و سنت مهمان‌نوازی را در امتداد تجربه دینی قرار داد؟ و چگونه می‌توان جامعه محلی را، ضمن صیانت از میراث معنوی و فرهنگی، به یکی از ذی‌نفعان واقعی توسعه گردشگری تبدیل کرد؟

تفاوت میان «شهری که زائر دارد» و «مقصدی توسعه‌یافته در گردشگری دینی» دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود.

و اما قم؛ شهری که باید خود را دوباره بشناسد

بحث تفاوت زائر و گردشگر برای شهری مانند قم اهمیتی دوچندان دارد. قم را نمی‌توان با نسخه اصفهان، شیراز، یزد یا حتی مشهد مدیریت کرد. قم ساختار خاص خود را دارد؛ شبکه ذی‌نفعان، سرمایه‌های مادی، معنوی و میراثی، و مناسبات درونی آن متفاوت است. نسبت میان شهر، دین، حوزه علمیه، حرم، مسجد، مرجعیت، آموزش دینی، مناسک، مهاجران، طلاب بین‌المللی، زائران و گردشگران در کمتر شهری از ایران با چنین تراکم و پیوستگی‌ای قابل مشاهده است.

قم فقط مجموعه‌ای از بناهای تاریخی نیست؛ قم یک شهر زنده دینی است. حرم مطهر حضرت معصومه(س)، مسجد مقدس جمکران، حوزه علمیه، مدرسه فیضیه، مراکز بین‌المللی دینی، کتابخانه‌ها، موزه‌ها، بقاع، مساجد، آیین‌ها و مجالس مذهبی، سنت‌های علمی و حوزوی، صنایع‌دستی، بازار، خوراک، سبک میزبانی و حضور مردمانی از ملیت‌های گوناگون و از همه مهمتر میراث ناملموس قم اجزای یک اکوسیستم کم‌نظیر دینی ـ فرهنگی را تشکیل می‌دهند.

با این همه، قم هنوز نتوانسته متناسب با این ظرفیت، جایگاه شایسته خود را در گردشگری دینی ملی و به‌ویژه بین‌المللی تعریف کند. یکی از علل این وضعیت را باید در همان ابهام مفهومی جست‌وجو کرد که در آغاز این یادداشت از آن سخن رفت.

در سال‌های مختلف، روایت‌ها و عناوین متفاوتی پیرامون هویت گردشگری قم مطرح شده است؛ از «شهر زیارت» و «گردشگری مذهبی» تا «شهر ملی انگشتر» و «شهر ملی صنایع‌دستی». هر یک از این عناوین می‌تواند بیانگر بخشی واقعی و ارزشمند از ظرفیت قم باشد؛ مسئله، اصل این ظرفیت‌ها نیست، بلکه فقدان معماری هویتی منسجمی است که آنها را ذیل یک روایت مادر و کلان به یکدیگر پیوند دهد.

مزیت ویژه قم چیست؟

در کنار تاریخ و تمدن، قم ظرفیت‌های ویژه و کم‌نظیری در میراث ملموس و ناملموس، آیین‌ها و سنت‌های دینی، اعیاد و مناسبت‌های مذهبی، فرهنگ زیارت، سنت‌های حوزوی و میراث علمی و معنوی دارد. ظرفیت‌هایی که اگر هر یک از آنها در بسیاری از استان‌های دیگر وجود داشت، احتمالاً به یکی از محورهای اصلی هویت و توسعه گردشگری آن منطقه تبدیل می‌شد. با این حال، در قم بخشی از این داشته‌ها، شاید به دلیل آشنا و روزمره‌شدن، هنوز به‌درستی شناخته، روایت و به محصول گردشگری تبدیل نشده‌اند و در مقابل، گاه به‌دنبال عناوین و الگوهایی می‌رویم که مزیت اصلی آنها متعلق به شهرها و استان‌های دیگر است.

پرسش اینجاست که چرا به‌جای جست‌وجوی عنوانی مشابه دیگر مقاصد، بر هویتی تمرکز نکنیم که ویژه قم، برخاسته از ظرفیت‌های واقعی آن و در عین حال موتور محرک گردشگری استان باشد؟

قم نیازمند تغییر تابلو نیست؛ نیازمند معماری محصول است

اگر قرار باشد هر چند سال یک‌بار عنوان تازه‌ای برای قم انتخاب شود، اما متناسب با آن محصول، تجربه و روایت تازه‌ای شکل نگیرد، مسئله گردشگری شهر حل نخواهد شد. در گردشگری، محصول همیشه یک تور یا پکیج سفر نیست؛ گاهی یک مسیر است، گاهی یک تجربه، گاهی یک حس و حال، گاهی یک روایت و گاهی دانشی است که به مسافر کمک می‌کند یک شهر را بهتر بفهمد و عمیق‌تر تجربه کند. نخ تسبیح همه اینها، تولید محتوای تخصصی و منسجم برای مقصد است؛ محتوایی که بتواند قم را روایت کند، معناهای آن را توضیح دهد، برای مخاطبان مختلف تصویر بسازد و ظرفیت‌های پراکنده شهر را به تجربه‌هایی قابل فهم و قابل عرضه تبدیل کند.

برند و چهره یک مقصد گردشگری/زیارتی با شعار ساخته نمی‌شود؛ با روایتی ساخته می‌شود که به تجربه تبدیل شود و مسافر آن را لمس کند، به خاطر بسپارد و برای دیگران بازگو کند. از قم نیز پیش از هر چیز، چنین دانشی انتظار می‌رود؛ زیارت و معنویت باید در مرکز معنایی قم باقی بماند، اما پیرامون آن می‌توان منظومه‌ای از محصولات فرهنگی، تاریخی، علمی، معنوی، خانوادگی، بین‌المللی و بین‌ادیانی طراحی کرد.

قم هنوز در کوچه اول؛ زائر یا گردشگر؟

با وجود اهمیت و ضرورت توسعه زیرساخت‌های فیزیکی همچون اقامتگاه، پارکینگ، حمل‌ونقل و خدمات شهری، مسئله اصلی گردشگری قم را نمی‌توان به افزایش این زیرساخت‌ها تقلیل داد. قم هنوز در همان پرسش نخستین مانده است: زائر یا گردشگر؟ زیارت یا گردشگری؟ در حالی که ادبیات علمی و تجربه جهانی سال‌هاست در حال عبور از این تقابل ساده است، در قم هنوز فهم مشترک و روشنی از نسبت این مفاهیم و مسیر آینده گردشگری دینی شکل نگرفته است.

متولیان گردشگریِ استان، طبیعی است که درگیر مسائل اجرایی روزمره باشند و فرصت کافی برای دنبال‌کردن مداوم تحولات علمی و به‌روزکردن دانش تخصصی خود نداشته باشند. در چنین شرایطی، انتظار می‌رود از ظرفیت کارشناسان و فعالان حرفه‌ای در این استان بهره مند شوند؛ اما در قم، برخلاف آنچه در سخن بر استفاده از ظرفیت متخصصان تأکید می‌شود، در میدان عمل هنوز اعتماد و میدان کافی به صاحب‌نظران، پژوهشگران و فعالان باتجربه گردشگری استان داده نشده است.

توسعه گردشگری در شهری زیارتی با پیچیدگی‌های قم، با ادبیات و الگوهای گذشته دشوار است. ابتدا باید قم و اقتضائاتش را شناخت؛ سپس دانش روز گردشگری دینی را با این بوم تطبیق داد؛ با متولیان دینی، گردشگری، شهری، بخش خصوصی، نهادهای علمی، جامعه محلی و دیگر نهادهای اثرگذار گفتمان مشترک ساخت؛ و آنگاه دست به سیاست‌گذاری و اجرا زد.

قم؛ بدن سندجامع و چشم‌اندازی در مسیر گردشگری

در عین حال، قم هنوز از یک سند جامع، چشم‌انداز روشن و نقشه راه منسجم برای گردشگری برخوردار نیست و گاه فرایند تدوین چنین اسنادی نیز آن‌قدر طولانی می‌شود که با توجه به شتاب تحولات دانش و صنعت گردشگری، بخشی از مفروضات و راهکارهای آن پیش از ورود به مرحله اجرا نیازمند بازنگری می‌شود؛ چرخه‌ای که می‌تواند فاصله ما را با تجربه‌ها و دانش روز بیشتر کند.

قم اگر بتواند از همین «کوچه اول» عبور کند، ظرفیت آن را دارد که نه صرفاً مصرف‌کننده الگوهای دیگر مقاصد، بلکه گفتمان‌ساز و حتی الگوساز گردشگری دینی در ایران و جهان اسلام باشد. مسئله، انتخاب میان زائر و گردشگر نیست؛ مسئله، شناخت درست هر دو و ساختن شهری است که بتواند زیارت را پاس بدارد و در همان حال، زبان گردشگری امروز را نیز بفهمد.

سید مصطفی میرفندرسکی

منابع:

——————————————————-

[۱] . United Nations & World Tourism Organization, International Recommendations for Tourism Statistics 2008، بخش طبقه‌بندی اهداف اصلی سفر گردشگری، Religion/Pilgrimages.

مشاهده منبع

[۲] . Smith, Valene L. (1992), “Introduction: The Quest in Guest,” Annals of Tourism Research, ۱۹(۱), ۱–۱۷.

مشاهده مقاله

[۳] . Andrade Suárez, María; Caamaño Franco, Iria; & Álvarez Sousa, Antón (2024), “A Pilgrim but a Tourist Too: Re-examining the Contemporary Links,” Current Issues in Tourism, ۲۷(۲۳), ۴۲۹۳–۴۳۱۰.

مشاهده مقاله

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *