از تازهترین تحول جهانی در مدیریت مقصد خبر دارید؟ ۷ اصل جدید WTTC برای آینده گردشگری
مدیریت مقصد گردشگری در جهان در حال تغییر است.
اگر تا چند سال پیش، افزایش تعداد گردشگران، رشد اقامت و افزایش درآمد حاصل از سفر از مهمترین نشانههای موفقیت یک مقصد بهشمار میرفت، امروز این پرسش جدیتر مطرح شده است:
آیا هر مقصدی که گردشگران بیشتری جذب میکند، الزاماً مقصد موفقتری است؟
رشد سفرهای داخلی و بینالمللی، افزایش فشار گردشگری بر برخی شهرها و مناطق، نارضایتی ساکنان در بعضی مقاصد پرتردد، تمرکز گردشگران در فصلها و نقاط خاص و ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی، باعث شده است مفهوم «موفقیت مقصد» مورد بازنگری قرار گیرد.
در رویکردهای جدید، مسئله دیگر فقط جذب گردشگر بیشتر نیست؛ بلکه چگونگی مدیریت رشد گردشگری اهمیت پیدا کرده است. به بیان دیگر، مقصد موفق باید بتواند میان چند موضوع مهم تعادل برقرار کند:
-رضایت جامعه محلی؛
-منافع اقتصادی گردشگری؛
-کیفیت تجربه گردشگران؛
-حفاظت از هویت و میراث مقصد؛
و پایداری و تابآوری بلندمدت.
در چنین فضایی، یکی از مفاهیمی که بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، Destination Stewardship است؛ مفهومی که میتوان آن را «راهبری مسئولانه مقصد» یا «مدیریت مسئولانه و همهجانبه مقصد» دانست.
اما تازهترین تحول در این زمینه چیست؟
چارچوب جدید WTTC برای مدیریت مقصد
شورای جهانی سفر و گردشگری (World Travel & Tourism Council – WTTC)
در تاریخ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶، برابر با ۷ مرداد ۱۴۰۵، چارچوب سیاستی تازهای با عنوان:
Destination Stewardship: Creating Value for All
منتشر کرد؛ گزارشی که شاید ترجمه صحیح آن چنین باشد:
«راهبری مقصد؛ خلق ارزش برای همه»
این چارچوب در شرایطی منتشر شده است که سفرهای بینالمللی همچنان در حال رشد هستند و بسیاری از مقاصد با مسئله چگونگی مدیریت آثار این رشد روبهرو شدهاند. بماند که ایرانِ جانِ ما، کماکان در شرایط رکود گردشگری بسر می برد.
WTTC در این گزارش تأکید میکند که اگر رشد گردشگری بهصورت پیشنگرانه و هوشمندانه مدیریت شود، میتواند فرصتهای قابلتوجهی برای مقاصد، کسبوکارها و ساکنان محلی ایجاد کند. اما دستیابی به چنین نتیجهای نیازمند برنامهریزی بهتر، همکاری با جامعه محلی و تصمیمگیری مبتنی بر داده است.
یک تغییر مهم: از «تعداد گردشگر» به «ارزش گردشگری»
شاید یکی از مهمترین پیامهای چارچوب جدید WTTC همین تغییر نگاه باشد:
موفقیت یک مقصد نباید فقط بر اساس تعداد گردشگران ورودی سنجیده شود.
WTTC پیشنهاد میکند که در کنار آمار ورود گردشگران، موضوعاتی مانند رضایت ساکنان، تابآوری بلندمدت مقصد و ارزشی که گردشگری برای جامعه محلی ایجاد میکند نیز به معیارهای اصلی ارزیابی موفقیت تبدیل شوند. این تغییرِ به ظاهر ساده، میتواند پیامدهای مهمی برای سیاستگذاری گردشگری داشته باشد.
در چنین رویکردی، هدف یک مقصد دیگر صرفاً افزایش تعداد بازدیدکنندگان نیست. ممکن است یک مقصد با گردشگران کمتر، اما اقامت طولانیتر، هزینهکرد مناسبتر، توزیع بهتر سفر در سطح منطقه، رضایت بیشتر ساکنان و فشار کمتر بر منابع، عملکرد مطلوبتری از مقصدی با تعداد بسیار زیاد گردشگر داشته باشد.
به همین دلیل، WTTC تأکید میکند که گفتوگو درباره گردشگری باید از سؤال:
چند گردشگر آمدهاند؟
به سؤال مهمتری منتقل شود:
«رشد گردشگری چگونه مدیریت میشود و چه ارزشی برای مقصد ایجاد میکند؟»
۷ اصل جدید WTTC برای راهبری و مدیریت مقصد گردشگری
WTTC برای تبدیل این نگاه به یک چارچوب اجرایی، هفت اصل اصلی برای Destination Stewardship پیشنهاد کرده است.
۱. با هم برنامهریزی کنیم، با هم رشد کنیم Plan together, grow together
مدیریت مقصد نباید حاصل تصمیم یک سازمان یا دستگاه منفرد باشد.؛ دولت، مدیریت محلی، بخش خصوصی، کسبوکارهای گردشگری و جامعه میزبان باید در برنامهریزی مقصد مشارکت داشته باشند. این اصل بر اهمیت حکمرانی مشارکتی و همکاری میان ذینفعان تأکید دارد؛ زیرا بسیاری از مسائل گردشگری را نمیتوان تنها از طریق یک نهاد حل کرد.
۲. رضایت ساکنان را معیار موفقیت قرار دهیم Make resident satisfaction the measure of success
یکی از مهمترین نکات چارچوب جدید WTTC توجه جدی به جامعه میزبان است. گردشگری زمانی میتواند در بلندمدت موفق باشد که ساکنان مقصد نیز از حضور و توسعه آن احساس رضایت داشته باشند. بنابراین علاوه بر سنجش رضایت گردشگران، باید پرسید:
مردم محلی درباره گردشگری چه احساسی دارند؟
آیا گردشگری کیفیت زندگی آنان را افزایش داده است؟
آیا منافع اقتصادی آن به جامعه محلی میرسد؟
آیا ازدحام گردشگران یا توسعه بیبرنامه، زندگی روزمره آنان را تحت تأثیر قرار داده است؟
در این نگاه، جامعه محلی بخشی از مقصد است، نه مانعی در برابر توسعه گردشگری.
۳. پیش از وقوع مسئله برنامهریزی کنیم Plan ahead
یکی از توصیههای کلیدی WTTC این است که مدیران مقصد منتظر نمانند تا مشکلات گردشگری به بحران تبدیل شوند.
افزایش تقاضا، رشد اقامتگاهها، فشار بر زیرساختها، ازدحام، حملونقل، افزایش قیمتها یا فشار بر میراث طبیعی و فرهنگی تا حدودی قابل پیشبینی هستند. مدیریت مقصد باید بتواند پیش از افزایش شدید فشار، برای آن برنامه داشته باشد.
مدیریت خوب مقصد، مدیریت بحران پس از وقوع آن نیست؛ پیشبینی مسئله پیش از تبدیلشدن آن به بحران است.
۴. مسئله را درست بشناسیم Understand the issue
همه مقاصد با یک مشکل واحد روبهرو نیستند. ازدحام در یک مقصد ممکن است تنها در چند ساعت روز اتفاق بیفتد، در مقصد دیگر تنها یک منطقه تاریخی تحت فشار باشد و در مقصدی دیگر مشکل اصلی مربوط به حملونقل، مسکن یا تمرکز سفر در یک فصل خاص باشد.
بنابراین پیش از تصمیمگیری باید مسئله را با داده و شواهد واقعی شناخت.
۵. مقاصد بیشتر، فصلهای بیشتر، ارزش بیشتر More places, more seasons, more value
تمرکز گردشگران در یک نقطه یا یک فصل، یکی از مشکلات شناختهشده بسیاری از مقاصد است. یکی از راهکارها، توزیع گردشگران در مناطق و زمانهای مختلف است. معرفی مقاصد کمترشناختهشده، توسعه تجربههای جدید گردشگری و تشویق سفر در فصلهای کمتقاضا میتواند هم فشار بر نقاط پرتردد را کاهش دهد و هم منافع اقتصادی گردشگری را در مناطق بیشتری توزیع کند.
در این رویکرد، هدف فقط افزایش سفر نیست؛ بلکه توزیع هوشمندانهتر سفر است.
۶. گردشگری را به رفاه مشترک تبدیل کنیم Turn tourism into shared prosperity
درآمد گردشگری زمانی میتواند به حمایت جامعه محلی از گردشگری منجر شود که آثار آن در زندگی مردم دیده شود.
اشتغال، توسعه کسبوکارهای محلی، بهبود زیرساختها و سرمایهگذاری مجدد بخشی از درآمدهای گردشگری در مقصد میتواند ارتباط میان توسعه گردشگری و رفاه جامعه میزبان را تقویت کند. به همین دلیل WTTC بر این موضوع تأکید میکند که منافع حاصل از گردشگری باید به شکل گستردهتری در جامعه توزیع شود.
۷. برای واکنش آماده باشیم Be ready to respond
حتی بهترین برنامهریزیها نیز نمیتوانند تمام شرایط آینده را پیشبینی کنند. تغییر ناگهانی تقاضا، ازدحام، بحرانهای طبیعی، مسائل اجتماعی یا دیگر شرایط اضطراری ممکن است یک مقصد را با چالش روبهرو کند. به همین دلیل، مقاصد باید از قبل سازوکارهای هماهنگی، تیمهای پاسخ و روشهای مدیریت شرایط غیرمنتظره را طراحی کرده باشند.
البته این چارچوبها فقط نظری نیستند. یکی از ویژگیهای مهم گزارش جدید WTTC این است که هفت اصل فوق تنها بهصورت نظری مطرح نشدهاند. در گزارش، تجربه تعدادی از مقاصد جهان نیز بررسی شده است.
از جمله:
مادرید در زمینه کاهش تمرکز زمانی و مکانی گردشگری؛
کلرادو در زمینه حکمرانی مشارکتی و مشارکت ساکنان؛
بوگوتا در استفاده از داده و برنامهریزی؛
دوبروونیک در مدیریت هوشمند ورود گردشگران کروز؛
نیویورک در توسعه تجربههای گردشگری منطقهای؛
و جزایر بالئار در زمینه بازسرمایهگذاری شفاف درآمدهای گردشگری در جامعه محلی.
ابتکارهایی از کپنهاگ، ژاپن، لیوبلیانا و کره جنوبی نیز در این گزارش مورد توجه قرار گرفتهاند.
پ ن :
این بیانیه اهیمت زیادی دارد و بنظر میرسد که مدیریت مقصد در حال عبور از یک نگاه قدیمی است. البته پیاده سازی این نگاهها وعبور از انگارههای کهنه و تمسک به دانش روز بشری، در ایران گاهی دههها زمان می برد، چراکه مسئولین امر کماکان بر مبانی گذشته تاکید دارند و یا گاها اصلا مبنایی ندارند که بر آن تاکید کنند. نمونه بارز آن را در گردشگری دینی Religious Tourism میتوانیم ببینم؛ برغم آنکه دنیا این مفهوم را توسعه داده است و نیش مارکتهای متعددی برای آن تولید کرده است، در ایران کماکان این مفهوم را به گردشگری مذهبی ترجمه می کنیم و در گردشگری زیارت خلاصه میکنیم. البته منکر پیشرفتها نیستیم.
بطور کلی
اگر بخواهیم پیام اصلی چارچوب ۲۰۲۶ شورای جهانی سفر و گردشگری را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان گفت:
آینده گردشگری متعلق به مقصدی نیست که صرفاً گردشگران بیشتری جذب کند؛ بلکه متعلق به مقصدی است که گردشگری را بهتر مدیریت کند.
و من الله توفیق
فایل اصلی گزارش به زبان انگلیسی به همراه نسخه ی فارسی شده آن را بصورت PDFفشرده برای شما آماده کردام و می توانید آن را دانلود کنید.

